منوچهر خان حكيم

326

اسكندرنامه ( بخش ختا ) ( فارسى )

3 . لغات و تعبيرات خاص « آ » آب از سر گذشتن : بدبختى به منتها رسيدن ، 189 آبدانى : مخفّف آبادانى ، 300 آرخالق ( تركى ) : نوعى لباس ، 66 آسيب بند كردن ، 29 اجل برگرديده ، 301 از بن هر ناخن ، فوّارهء خون روان شدن ، 48 از وادى : از جهت ، درباره ، 82 ، 210 ، 240 ، 249 ، 280 ، 302 ، 312 استطيل : استخر ، 259 اشتلم كردن ، 43 اعتراض بسيار خوردن ، 110 الگه : ولايت ، سرزمين ، 1 ، 2 ، 6 ، 20 ، 45 ، 63 ، 71 ، 90 ، 119 ، 120 ، 136 ، 149 ، 164 ، 188 ، 195 ، 196 ، 202 ، 229 ، 252 ، 277 اللّه خليل ، 141 انتعاش : نشاط ، سرزندگى ، 70 ، 299 انبور : انبر ، 269 انداز : روش ، ادا ، طرز ، 184 ، 244 انگشت به راى كسى زدن و او را از ارادهء خود برگردانيدن ، 118 اوجاق كور شدن : بى فرزند ماندن ، عقيم ماندن ، 19 اورنگ : فر و زيبايى ، شادى ، 33 « ب » بادكوئى : اهل باكو ، 125 بازار شفتالو فروشى ( بوسه بازى ) رواج يافتن ، 54 ، 69 بخيه زدن بر زخم ، 85 بخيه‌گير نبودن دهان زخم ، 201 برگذار كردن : تقديم نمودن ، 274 ، 298 برنداشتن : تحمّل نكردن ، 27 بزغ : قورباغه ، 294 بگده : قمه ، قدّاره ، كارد پهن و بزرگ ، 173 ، 215 بلدى نمودن : رهنمايى كردن ، 313 بلغارى : چرم بلغارى ، 162 بندى : اسير ، محبوس ، 22 بندخانه : زندان ، 104 ، 155 ، 209 ، 227 به حلق كشيدن ، 67 به خانهء زور نشستن ، 82 ، 224 به صحّهء ظهور رسيدن ، 5 به طريق شتر مهر خورده به دو زانو درآمدن ، 128 ، 142 ، 224